جستجو

تبلیغات



داستان عبرت اموز نگهداری از پدر

    داستان.jpgمردی چهار پسر داشت. هنگامی  که در بستر بیماری افتاد، یکی از پسرها به برادرانش گفت: «یا شما مواظب پدر باشید و از او ارثی نبرید، یا من پرستاری اش می کنم و از مال او چیزی نمی خواهم؟!»برادران با خوش حالی نگه داری از پدر را به عهده او گذاشتند و رفتند. پس از مدتی پدر مُرد. شبی پسر در خواب دید که به او می گویند در فلان جا، صد دینار است، برو آن را بردار، اما بدان که در آن خیر و برکتی نیست!پسر سراغ پول ها نرفت. دو شب بعد هم همان خواب ها تکرار شد تا آن که در شب سوم خواب دید که می گویند، در فلان مکان یک درهم است. آن را بردار که پرخیر و برکت است!


    EVERY JA
    این مطلب تا کنون 22 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 15 تير 1394
    منبع
    برچسب ها : خواب ,
    داستان عبرت اموز نگهداری از پدر

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 4 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر